صدای آرامش در توفان جنگ

تهیه‌كننده برنامه «سلام صبح بخیر» رادیو از برنامه‌سازی در روزهای دفاع مقدس 12 روزه می‌گوید

1404/05/09
|
21:19

احسان زارع حدود 15سال سابقه فعالیت رسانه‌ای دارد كه 12سال آن در رادیو و سه سال اول در تلویزیون بوده است. فعالیت حرفه‌ای را از اجرا در تلویزیون مركز صداوسیمای استان بوشهر آغاز كرده و پس از پنج سال فعالیت در آن مركز، علاقه‌مند به حوزه تهیه‌كنندگی شده است. موفقیت در جشنواره بین‌المللی ABU با یكی از تولیدات رادیویی، نقطه عطفی برای او بوده و باعث شده تا به‌صورت جدی‌تر به تهیه‌كنندگی بپردازد. پس از آن به تهران آمده و همكاری كوتاهی با رادیوجوان داشته و سپس فعالیت خود را به‌طور جدی در رادیوایران ادامه داده و تا امروز در این رسانه مشغول به كار است. درحال‌حاضر، تهیه‌كنندگی برنامه‌هایی چون سلام صبح بخیر، زیر آسمان ایران، روی خط ورزش و ورزش ایران را در رادیوایران بر عهده دارد.
خبر شروع جنگ چه حسی به شما داد و اولین كاری كه انجام دادید چه بود؟
جالب است كه شب آغاز جنگ بیدار بودم و سریال «جیران» را می‌دیدم؛ داستان امیركبیر حال و هوایم را سنگین كرده بود. ناگهان صداهایی شنیدم كه عادی به نظر نمی‌رسید. تلویزیون را روشن كردم؛ خبری نبود. سراغ شبكه‌های اجتماعی رفتم، كه از صدای انفجارهایی در تهران گفته شده بود.
با خواهرم در غرب تهران تماس گرفتم. گفت شدت انفجار آن‌قدر بوده كه از خواب پریده‌اند. تصورم این بود كه به‌زودی پایان می‌یابد اما برای آمادگی، با چند نفر تماس گرفتم تا در صورت نیاز در رادیو حاضر شویم. تا صبح بیدار ماندم. حوالی 6 صبح خانواده‌ام از شهرستان تماس گرفتند. ما سعی كردیم آرامش بدهیم ولی رفته‌رفته مشخص شد ماجرا بزرگ‌تر است. حدود ساعت 6 صبح خبر شهادت برخی دانشمندان هسته‌ای آمد و مشخص شد این بار موضوع پیچیده‌تر است.
من همان صبح با واحد پخش رادیو تماس گرفتم تا برای برنامه ظهر آماده باشم و در صورت نیاز زودتر بیایم. حوالی 2 بعدازظهر به محل رسیدم و سعی كردم تمركزم را بر وظیفه رسانه‌ای‌ام بگذارم. از همان ظهر تا حدود ساعت 12 شب مشغول برنامه‌سازی بودم.
در واحد پخش رادیوایران جمعیتی بی‌سابقه حضور داشتند. نه افراد رسمی، بلكه برخی مدیران و همكارانی كه حتی شیفت كاری آنها هم نبود خود را رسانده و در آن شرایط كمك می‌كردند. برخی تهیه‌كننده‌ها دستیاری همكاران‌شان را پذیرفته بودند و می‌گفتند «بگویید چه‌كار كنیم؟» برخی گزارشگران خودجوش هم به خیابان‌ها رفته بودند. یكی از آنها با من تماس گرفت و گفت: «در سطح شهرم، هر گزارشی خواستی بگو.» این همان معنای واقعی كار رسانه‌ای‌ است.

*در طول جنگ، چه تغییراتی در برنامه‌های رادیویی ایجاد شد؟*
از همان ابتدای حمله اسرائیل، با تصمیم مدیران رویكرد و حتی ساختار تمامی برنامه‌ها به سمت ویژه‌برنامه‌های خاص شرایط جنگی تغییر كرد. هر برنامه با حضور كارشناسان، تحلیلگران و مجریان به بررسی ابعاد مختلف شرایط می‌پرداخت. علاوه بر تحلیل، اطلاعات به‌روز، توصیه‌های ضروری و اخبار مرتبط به مردم ارائه می‌شد.
مدل اجرایی نیز تغییر كرد؛ به‌گونه‌ای كه حدودا هر پنج ساعت یك تهیه‌كننده جدید اجرای برنامه را برعهده می‌گرفت. به‌ویژه در روز اول، همكاری‌ها كاملا خودجوش بود و هركس هر كاری از دستش برمی‌آمد انجام می‌داد. من خودم از حدود 5/1بعدازظهر تا 12شب در واحد پخش رادیوایران حضور داشتم و پس از پایان برنامه، آن را تحویل بخش خبر دادیم. برنامه‌ها طبق روال قبل روی آنتن نمی‌رفت و شاید تنها برنامه‌ای كه حتی هنگام هدف‌قرارگرفتن ساختمان شیشه‌ای صداوسیما هم بدون وقفه پخش می‌شد، سلام صبح بخیر بود.
از لحظه‌ای كه ساختمان شیشه‌ای مورد هدف قرار گرفت، بگویید.
از صبح در سازمان بودم؛ حدود 8 یا 9 رسیدم و تا ظهر درگیر كار بودم. سپس به بخشی دیگر رفتم و حوالی ساعت 5 دوباره به واحد پخش برگشتم. اجرای برنامه‌ای را با قالب MC آغاز كردیم. حدود ساعت 6:15 تا 6:30 و در میانه ارتباط با كارشناس حوزه رسانه، یكی از همكاران وارد استودیو شد و گفت باید فورا از آنجا خارج شویم. در همان لحظه ارتباط با كارشناس برقرار بود و او بعدا گفت تمام صداها را شنیده و وحشت‌زده شده بود.
پیش از آن، خانواده‌ام با نگرانی تماس گرفته بودند. خواهرم و همسرش هشدار حمله را شنیده بودند و اصرار داشتند بیرون بیایم، اما من نپذیرفتم و گفتم: «آنتن كشور دست من است، حالا كه مملكت به من نیاز دارد، نمی‌توانم بروم.» با همراهی فرتاش فرهادپور و دیگر همكاران وسایل را جمع كردیم و راهی استودیو رزرو شدیم. در راه، صدای مهیبی شنیدیم كه نشان می‌داد حمله اتفاق افتاده. با رسیدن به استودیو، فورا برنامه را روی آنتن بردیم. بعد از حدود نیم ساعت، متوجه شدیم كه همه رادیوهای كشور در حال رله‌شدن از روی رادیوایران هستند؛ از آن پس گفتیم «صدای جمهوری اسلامی ایران». آن شب، تنها تلفن‌های ثابت كار می‌كردند. اینترنت و موبایل از دسترس‌مان خارج بود. متن‌ها را خودمان می‌نوشتیم و آیتم‌ها را با لپ‌تاپ و فلش آماده می‌كردیم.
تیم ما كوچك اما حرفه‌ای بود: من به عنوان تهیه‌كننده، فرتاش فرهادپور و مجتبی حیدری به عنوان گوینده، سیامك احمدی صدابردار و سایر همكارانی كه پشتیبانی را انجام می‌دادند، در آغاز حمله به صداوسیما كارمان را آغاز كردیم. این افراد در آن لحظه كنارم حضور داشتند. اما همكاران دیگری هم در قسمت‌های دیگر آماده كار بودند. همه با هماهنگی كار می‌كردیم. گوینده‌ها پشت میكروفن رفتند. همه سعی كردیم با تمركز و همكاری خوبی كه بین ما شكل گرفته بود كار را جلو ببریم.
پخش را با سختی و با امكانات محتوایی محدود پیش بردیم. پوشه موسیقی‌ها را با تمركز بررسی كردم تا مبادا اشتباهی رخ ندهد. همه‌چیز خوب پیش رفت و اعلام كردند خبر ساعت 21 تلویزیون پخش نخواهد شد. اما تمام تلاش آن لحظه من و همكارانم این بود كه رادیو باید سكان اطلاع‌رسانی رسانه‌ملی را به دست بگیرد. با همكاری همه عوامل انجام شد و بعد از پخش خبر ساعت 21 احساس آرامش كردم.
به‌تدریج از ساعت 22 بقیه همكاران هم رسیدند. در آن شب، خبرها را در چند نوبت پنج تا 10 دقیقه‌ای پخش كردیم. درحالی‌كه تلویزیون به‌علت مشكلاتی خبر ساعت 21 را پخش نكرد، رادیو موفق شد این وظیفه را به سختی و به خوبی انجام دهد. در پایان، وقتی خبر ساعت 21 پخش شد، به همه گفتم: «از اینجا به بعد، كار روی روال افتاد.» اما خبر شهادت دو نفر از همكاران و زخمی شدن چند نفر دیگر، فضای تلخی ایجاد كرد. حدودا 4 ساعتی می‌شد كه خانواده از وضعیت سلامت من خبر نداشت. بالاخره حوالی ساعت 22 توانستم با خانواده تماس بگیرم؛ صدای‌شان از شدت گریه بریده بود. به مادرم فقط توانستم بگویم: «مادر، سلام، حالم خوبه.» و بعد صدای دعا و گریه‌اش را شنیدم. هدف ما پخش خبر سراسری ساعت 24 بود كه پرچم اطلاع‌رسانی در رادیو زمین نماند. خبر 24 نیز با شرایط خاص، روی آنتن رفت و آنجا بود كه حس كردیم در این شش ساعت بخشی از كارمان را به خوبی انجام داده‌ایم.

*مهم‌ترین چالش‌های دوران جنگ چه بود و چطور این چالش‌ها را مدیریت كردید؟*
یكی از بزرگ‌ترین چالش‌های دوران جنگ دسترسی به اخبار موثق و صحیح بود. وقتی صداوسیما، به‌عنوان مرجع اصلی اطلاع‌رسانی هدف قرار گرفت، تهیه و تأیید اخبار كاری بسیار سخت و زمان‌بر شد. ما مجبور بودیم از طریق تماس‌های تلفنی با منابع مطمئن، صحت اخبار را استعلام كنیم و مرحله‌به‌مرحله جلو برویم.
در آن وضعیت دشوار، تولید و تأیید 10 خبر دقیق با تلفن، چالشی بزرگ بود. اما توانستیم در نبود واحد تحریریه، خبر سراسری ساعت 21 و 24 روز 26 خرداد را آماده و پخش كنیم. آن شب، پرچم اطلاع‌رسانی رادیو پایین نیامد و این موضوع برای همه ما بسیار مهم بود.

*در دوران جنگ، تمركز اصلی برنامه‌های رادیویی شما روی چه موضوعاتی بود؟*
براساس آن چیزی كه مدیران رادیو برای ما تبیین كردند، در دوران جنگ برنامه‌های رادیویی بر دو محور اصلی تهیه و تولید می‌شد كه عبارت بودند از: نخست، آگاهی‌رسانی دقیق و صحیح؛ به‌ویژه درباره‌ شایعاتی مثل صدای انفجار در برخی مناطق كه صحت نداشت و فقط باعث اضطراب مردم می‌شد. به همكاران تأكید می‌شد تا پیش از اطمینان كامل از وقوع هر اتفاق، خبری منتشر نكنند. رسانه باید نقش تحلیلی و حقیقت‌محور داشته باشد، نه فقط انعكاس سریع خبر. دوم، صداقت با مردم و ایجاد ارتباط واقعی؛ به همین منظور، از طریق پیام‌رسان «بله» امكان دریافت پیام‌های صوتی از مخاطبان فراهم شد. برخلاف تصور اولیه، استقبال مردم بسیار فراتر از انتظار بود و حجم بالای پیام‌ها نشان داد مردم نه‌تنها شنونده، بلكه همراه رادیو هستند. این استقبال، اهمیت رادیو را در زمان بحران برجسته كرد؛ رسانه‌ای در دسترس، آرامش‌بخش و صادق.

*چطور سعی می‌كردید امید و آرامش را بین مردم حفظ كنید؟*
هدف ما این بود كه علاوه بر انتقال اخبار به شكل صحیح، به مردم آرامش بدهیم. چون باور داریم وقتی با مخاطب‌مان صادق باشیم، او بهتر می‌شنود، بهتر درك می‌كند و حتی در شرایط سخت راحت‌تر می‌پذیرد. ما هم خودمان جزو همین مردم هستیم. همین رفاقت و صداقت در بیان باعث شد وقتی به موضوعات راهبردی می‌رسیدیم مثلا این‌كه «در چنین شرایطی چه باید كرد؟» مردم واقعا گوش می‌دادند و توصیه‌ها را جدی می‌گرفتند.
واقعیت این است كه بخش بزرگی از ترس‌های ما ناشی از ناآگاهی است. یكی از كارهای مؤثری كه دوستان و همكاران بسیار حرفه‌ای ما انجام دادند، این بود كه محتوایی در لحظه و كاربردی برای موقعیت‌های جنگی و بحرانی تولید كردند. تمام این اقدامات با هدف افزایش سواد رسانه‌ای و امنیتی مردم انجام شد.

*بازخورد مردم به برنامه‌های رادیویی شما در آن دوران چطور بود؟*
در بخش‌هایی از ساعات، ما روندی عادی را در برنامه دنبال می‌كردیم. برنامه سلام صبح بخیر هر صبح پخش می‌شد و فضای شادی داشت. ما سعی كردیم همان آرم، تم موسیقی و انرژی اولیه را حفظ كنیم. تصور كنید در آن شرایط بحرانی، مردم چقدر استقبال كردند. پیام می‌دادند و می‌گفتند: «آقا، شاد شدیم»، «دمتون گرم»، «چقدر لذت بردیم».

دسترسی سریع