با فاطمه نیرومندگوینده پیشكسوت رادیو: تلاش كردم و به پیش رفته ام

گفت و گو: زهره زمانی 

1400/11/23
|
17:24

آرام و  متین ،  اما با لبخندی بر لب و سلامی بلند در كلام ، فاطمه نیرومند گوینده قدیمی و پیشكسوت ،  «رادیو» را خوب میشناسد و مخاطب را مانند نگینی ارزشمند ارج می نهد در آغاز گفتگو گفت:   سلام به روی ماه مخاطبان رادیو ، همانهایی كه  جانمان  به جانشان ،  بسته است .  همانهایی كه  اگر  رادیو نَفَسی  دارد ، به خاطر  نفس وجود آنها است .همانهایی كه با رادیو زندگی میكنند ، می خندند و گریه می كنند.


از خودتان بگویید،  چه سالی به دنیا آمدید ؟  رشته تحصیلی شما چیست؟

به نام خداوند جان و خرد

كز این برتر اندیشه بر نگذرد

خداوند نام و خداوند جای

خداوند روزی ده رهنمای

متولد  تیر  1341 هستم ، گوینده رادیو و از گویندگان گفتار فیلم و همینطور از دبیران ارشد خبر ،  افتخار داشتم كه تا این لحظه  38 سال در كسوت گویندگی خدمتگزار هموطنانم باشم . رشته تحصیلی من علوم سیاسی است و به همین دلیل هم با عنوان دبیر خبر حدود سی سال خدمت كردم.  در تمام این سالها همه فعالیت هایم به موازات هم و با برنامه ریزی و همزمان انجام شده و در تمام بخشها ، حضوری منسجم و كامل داشتم بنابراین اگر سه تجربه حرفه ایی را برای یك نفر در نظر بگیریم و جمع ببندیم، حدود 100 سال سابقه كاری محسوب میشود كه البته مستمر  ،  متمركز  ، و حرفه ایی بوده است.


از چند سالگی كار اجرا را شروع كردید؟  و در چه برنامه هایی فعالیت داشتید؟

كار دوبله و اجرا را تقر یبا از 20 سالگی آغاز كردم و از كارهای حرفه ایی و شاخص غیر از بخش های نمایشی و  تیپ گویی در برنامه های متعدد می توانم از عصر بخیر تهران به اتفاق استاد مقامی  ،    آینه و عصرانه در  كنار استادم  داریوش كاردان   ،   برنامه صبحگاهی رادیو تهران  ،  برنامه سلام ایران از رادیو ایران ،  بخش های  متعدد رادیو پیام  ،  جمعه ایرانی  ،  گذر هفتم  ،  راه شب های شنبه ، دوشنبه ، چهارشنبه با اساتیدی مثل علیرضا جاویدنیا ،عباس محبی   ،  همینطور تهران در شب های رادیو تهران ، برنامه های مختلف اقتصادی، سیاسی،  ویژه برنامه های مناسبتی ،   عیدانه  ،  كوچه رادیو ، ایرانشهر ، و  هم اكنون  هم برنامه های رادیو مقاومت و رادیو انقلاب و رادیو نمایش برنامه تلخ تر از عسل و بیشماری از دیگر برنامه های مطرح و تاثیرگذار نام ببرم.

رادیو چه ارزش و احترامی برای مخاطبان اش قائل است ؟

باید گفت رادیو رسانه ایی گرم، ژرف و عمیق است و برغم گسترش ارتباطات در جامعه بشری و نفوذ فضای مجازی در میان جوامع ، اما همچنان در  اعتمادسازی موفق بوده و مردم و مسئولان را به حركت در می آورد. بطور مثال در سالهای دفاع مقدس در جبهه ها ، در میان هیاهوی موشك باران در زیرزمین خانه ها ، در هیجان آزادی خرمشهر  ،  در  فراق و از دست دادن امام خمینی عزیزمان ، در فراخوان كمك به‌ هموطنان زلزله زده ،  در جشن های عاطفه  و نیكوكاری ، در هیمنه محور مقاومت و در شكوه و اقتدار حضور مردم در تمام صحنه ها  این رادیو ست كه میدرخشد و نقطه اتصال است.

با رادیو ، مخاطب فكر میكند ، احساساتش به غَلَیان می آید ، قدرت تصویر سازی افزایش میابد و در نهایت ارزشهای معنوی و انسانی كشف و پررنگ میشود و همین ارتباطِ تنگاتنگ میان مخاطب و رادیو ، ذهن را به چالش میكشد و میتواند هم افزایی امید و ارزشهای انسانی كند . رادیو محترم است و میتواند احترام را در جامعه منتشر و تثبیت كند.

برنامه سازان رادیو هنرمندان گمنام و بی ادعا و خالصی هستند ، كسانی كه نه مردم آنها را میشناسند و نه به دنبال كسب شهرت اند.  آنها غالبا انسانهایی ساده و بی آلایش ، محجوب و بی تكلف و در عین حال هوشمند و متفكر و سخت كوش اند . آنها از میان همین مردم اند كه در غالب نویسنده ، هماهنگی ،ارتباطات ، صدابردار ،  بخش فنی و نودال، حمل و نقل ، خدمات ، تهیه كننده ، گوینده و مدیران خرد و كلان رادیو ، در این رسانه گرم صادقانه خدمت میكنند.

از موهبت های حرفه ایی  كه در دوران خدمت نصیبتان شده بفرمائید؟

بزرگترین غنیمت حرفه ایی من كار كردن در كنار بهترین ها و نام آورترین اساتید و هنرمندان رادیو بوده است. خاطراتی بسیار ارزشمند در كنار زنده یاد مقبلی ، زنده یاد رامین فرزاد ،زنده یاد استاد عاملی ، استاد مقامی ، استاد جاویدنیا ، استاد محبی ،استاد كاردان استاد بهروز رضوی و  بسیاری دیگر  از اساتید كاربلد و هنرمند كه سالها از آنها آموخته ام و  همیشه  قدرشناس معرفت و حضور آنها بوده ام  و خدا را شكر كرده ام .

چقدر در كارتان جدیت داشته اید؟

من در كارم بسیار جدی بوده ام . تلاش كردم و به پیش رفته ام. اما همیشه به پشت سرم نیز نگاه كرده ام. و خودم  و  رفتارم  و كار حرفه ای و انسانی ام را ارزیابی كرده ام. همیشه به خودم گفتم مبادا در این مسیر  دلی را بشكنی ،  دیگران را نبینی ،مغرور شوی، بی انگیزه و  بی حوصله شوی ، مبادا در مقابل مخاطب ، احساس خودبزرگ بینی و تكبر و بالابینی داشته باشی، چرا كه مخاطب هوشمند است و میتواند باورهای ما را از لابه لای كلام و لحن استخراج و درك كند.

مردم در چه صورت به رسانه اعتماد میكنند؟

ما در رسانه باید با صداقت مورد وثوق مردم باشیم تا بتوانیم هویت و اصالت داشته باشیم. اگر اصیل باشیم مردم به ما اعتماد و باورمان میكنند و این امر مهم با دروغ و تظاهر و تفاخرقابل دسترسی نیست.

آیا از همان اول می دانستید كه گوینده موفقی می شوید؟

موفقیت همیشه امری نسبی است و غالبا با معیارهای فردی و از نگاه ما تعریف میشود ، اما در گویندگی برای آن انتهایی وجود ندارد ، چرا كه در نهایت ، مخاطب با برداشت خودش تعریف و تفسیر میكند. بنا بر این به نظرم هیچكس نمی تواند  مدعی بشود كه منِ  گوینده موفق هستم . قضاوت بر عهده مردم است و ما فقط موظفیم نظرات را  دنبال و نقاط مثبت و منفی را شناسایی و ارزیابی كنیم . آنگاه  نكات منفی را حذف و نكات مثبت را تقویت كنیم.

با وجود سابقه فعالیت شما در رادیو ، بیشتر چه برنامه هایی را اجرا كردید؟

ژانر كاری من ، مختلف و متنوع است . از برنامه های شاد و مفرح و هیجانی ، تا عاطفی و معنوی و احساسی و در مقیاس كلی ، سیاسی و اقتصادی و اجتماعی. حتی تیپ گویی و شخصیت سازیِ نمایشی از جمله فعالیت های حرفه ایی من محسوب میشود. به هر حال براساس توان گفتار و با تكیه بر تجربه و دانش اجرا و در زمینه های مختلف میشود برنامه ها را مدیریت و اجرا كرد.

از كودكی خودتان بگویید؟

من كودكیِ شاد و خاطره انگیزی داشتم. در خانواده ایی بر مبنای عشق و محبت میان والدین عزیزم كه آسمانی شدند بزرگ شدم .  همیشه احساس آرامش و امنیت داشتم. خانواده من همیشه به من پرِ پرواز میدادند برای بلند پروازی. مادرم همیشه مشوق و پدرم همیشه حامی ام بود .هرگز نتوانستم این موهبت بزرگ را به شایستگی شكرگزار باشم.كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان تقریبا هفته ایی 4 روز محل ملاقات من با مربی و البته كتابهای مرتبط با سن و سالم بود. دوران طلایی كودكی ام با تعاملات اجتماعی سالم  ، و پرورش روح  عجین شده بود.

در حال حاضر هم روحیه ایی بسیار شاد دارم.

در همه این سالها ، چطور صدایتان را حفظ كردید؟

در همه این سالها ، راستَش من كاری برای حفظ صدا نكردم . خودش حفظ شده ،فقط وقتی سرما میخورم و صدایم میگیرد  ،  كمی رسیدگی میكنم. البته باید بگویم آدم پرخور و بدخوری نیستم و میدانم چربی و شیرینی آفت حنجره است. بنابراین رعایت میكنم . گاهی در فضای باز و در صورت امكان ، برخی تمرین های حنجره كه از استاد مُسَلَمِ فن بیان ، استاد عزیزم زنده یاد سمندریان آموخته ام را انجام میدهم و اگر آلودگی هوا اجازه بدهد بویژه در محوطه جام جم گاهی ریه ها را از اكسیژن پر  و  خالی میكنم. حتما میدانید كه افزایش حجم ریه ، نفس گوینده را به قول معروف چاق میكند. یعنی به گوینده كمك میكند تا در متون طولانی هم بتواند نفس گیری درست داشته باشد و به اصطلاح نفس كم نیاورد‌.

از خاطرات قدیم بگوئید؟

از خاطرات گفتن سخت است. چون به روزهایی متصل میشوی كه دلت نمیخواسته هیچ وقت تمام شوند و یك دفعه به خود میایی و میبینی چقدر زود  دیر میشود. از پاسخ به این سوال معافم كنید.

در اجرای برنامه چه تپق هایی زدید؟

تپق را دوست دارم. چون من و مخاطب را به خنده می اندازد.  فضا عوض میشود. نو میشود و این یعنی یك برنامه زنده.

سواد و صدا برای گویندگی چقدر اهمیت دارد؟

صدا باشد و سواد نباشد؟ نمی شود. خودت را بكشی هم نمی شود . مگر قطار بدون ریل می شود ؟ نه نمیشود. سوادِ گوینده همان ریل است كه راهت را هموار میكند . راهت را میسازد. او را  به جلو میبرد.در گویندگی سواد نباشد انسان متوقف میشود. این دو اصل با هم به تكامل میرسند.

اوقات فراغت شما چگونه سپری میشود؟

اوقات فراغت مال انشای مدرسه است. حتی دانش آموزی كه انشایش را میخواند ، میداند كه اوقات فراغتی نیست. چون عمر كوتاه و در گذر است. فرصت زندگی خیلی كم است و برای من اگر وقت اضافه ایی باشد ، از خدا رخصت میطلبم ، انرژی كسب میكنم و با امید به آینده حركت میكنم. ما انسانها باید به زمان وفادار باشیم. سنجش زمان ،ما را از گمگشتگی نجات میدهد ،ما باید از فرصت هایمان درست و بجا استفاده كنیم. برای ما توقفی وجود ندارد و ما باید پیوسته در حركت باشیم.

با جوانان و علاقمندان به كار اجرا چه صحبتی دارید؟

من به عزیزان دلم ، فرزندان محترم و با كمالات و علاقمند به رادیو می گویم ، آماده باشید ، این حرفه ، پارتی نمیخواهد ،  پایبندی و تلاش و پشتكار و جسارتِ توام با ادب و سواد و سادگی و مهربانی  میخواهد. نیك اندیشی   و صبوری شما را به سر منزل مقصود میرساند.

در پایان ، ارادتمند  فاطمه نیرومند

دسترسی سریع